السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
24
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
قرآن مىفرمايد : تو اى پيغمبر ! در مخلوقات خداى رحمان اضطراب و سستى نمىبينى ، چشم برگردان ببين گسستگى مىبينى ؟ دو مرتبه چشم برگردان ، چشم با خستگى به تو برمىگردد . « 1 » در زمينهء بههم پيوستگى و تلائم و همكارى نظام عالم ، سخن فراوان است و من در اينجا تنها به سخنى كه از استاد علامه طباطبائى به خاطر دارم اكتفا مىكنم ؛ استاد مىفرمود : « اگر بنا شود بدون هيچ علت و تنها به حكم صدفه و اتفاق ، برگى از درخت بريزد ، بايد تمام دستگاه خلقت به هم بخورد . » معناى اين سخن آن است كه فرو ريختن يك برگ درخت با تمام دستگاه آفرينش ارتباط دارد و تمام دستگاه آفرينش نيز به فرو ريختن يك برگ درخت مربوط است ! بدين ترتيب خلقت و آفرينش خدا ، بسيار محكم ، منظم و به همپيوسته است . هر دينى كه فطرى باشد ، بايد اينگونه باشد . با روشن شدن اين كه « فطرت » و « خلقت » دست به گريبان و يار غار يكديگرند ، مىتوان گفت دين فطرى يعنى دينى كه از خلقت الهام مىگيرد و به راه و رسم آفرينش مىرود ، نمىتواند اجتماعى نباشد و در نخستين سنگ بناى خود از اين نظام كناره گيرد . بنابراين ، دين فطرى يعنى دين اجتماعى و دين اجتماعى يعنى دين فطرى . 2 . جامعه بالاتر از فرد بنابراين دين اسلام كه از ناموس آفرينش الهام مىگيرد و آيينى فطرى است ، بايد در تمام شئون خود به جامعه عنايت كند و اساس آيين خود را جامعه قرار دهد ، نه فرد . ما با اتكا به دستورهاى گسترده و احكام همهجانبه اسلام در همهء شئون جامعهء
--> ( 1 ) . « ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ » ملك ، آيه 4 - 5